ابراهيم اصلاح عربانى
251
كتاب گيلان ( فارسى )
با تسليم شدن ياران نزديك و افراد آنها به دولت ، نهضت جنگل كه دچار سستى شده بود به كلى تضعيف شد . ميرزا منطقهء فومنات را ترك كرد . قواى دولت همهجا در تعقيب او بود . مجاهدان جنگل خسته و درمانده شده قدرت مقاومت را از دست داده بودند . اندكاندك همراهان ميرزا از اطراف او پراكنده شدند و عدهاى نيز به سبب مصائب فراوان و عدم دسترسى به دارو و درمان و محروميت از غذا و پوشاك كافى از بين رفتند . به طورىكه جز 8 تن ، كسى با ميرزا باقى نماند . بالاخره اين گروه كوچك و خسته پس از چند ماه ، خود را به نقطهاى كه مهاجرت از آن شروع شده بود رسانيدند در اينجا احسان اللّه خان و خالو قربان كه متوارى بودند به ميرزا پيوستند و ساير افراد متوارى نيز براى چندمين بار گرد يكديگر جمع شدند . بازهم جنگ و گريز آغاز شد و حكومت ايران كه نهضت جنگل را پايانناپذير مىديد در مقام سازش با جنگليها برآمد . پس از مذاكرات طولانى ، طرفين توافق كردند تا تكليف قرارداد وثوق الدوله با انگلستان از سوى مجلس شوراى ملى تعيين نشده عمليات خصمانه متوقف شود و ميرزا از طرف دولت عهدهدار امنيت فومنات باشد . جنگليها پس از اين توافق مدتى نسبتا طولانى صبر و انتظار در پيش گرفتند تا آنكه خبر يافتند نيروى شوروى به خاك ايران نفوذ كرده و افراد ارتش سرخ وارد بندر انزلى گرديدهاند . دولت ايران به شوروى اعتراض كرد و شكوائيهاى به جامعهء ملل تقديم داشت ، اما به فرماندار گيلان دستور داد كه با ميهمانان ناخوانده به مسالمت رفتار شود . براى اطلاع از مقاصد روسها نمايندگانى از سوى جنگليها به بندر انزلى اعزام شدند و در تماسى كه حاصل گرديد فرمانده ارتش سرخ براى ملاقات با ميرزا اظهار اشتياق نمود و او در رأس هيئتى به بندر انزلى وارد شد . مردم انزلى ورود ميرزا را جشن گرفتند . مذاكرات جنگليها با فرماندهان ارتش سرخ در محيط دوستانهاى انجام و مسائل مختلفى مورد بحث و توافق قرار گرفت . دو اصل مهمى كه مورد موافقت واقع شد يكى تأسيس حكومت جمهورى انقلابى موقت و ديگرى عدم اجراى اصول كمونيسم از حيث مصادرهء اموال و الغاء مالكيت بود . ميرزا كه به حفظ رسوم و آداب و سنن ملى و پيروى از اعتقادات اسلامى بسيار علاقمند بود و يك مسلمان واقعى و باايمان به شمار مىآمد بههيچوجه با اصول عقايد اشتراكى موافقت نداشت . ميرزا پس از حصول توافق با روسها به جنگل مراجعت كرد و براى اجراء مواد موافقتنامه به تهيه و تدارك مقدمات پرداخت . در اينموقع ميرزا احمد خان اشترى فرماندار رشت با عدهاى از نمايندگان طبقات مختلف به قرارگاه ميرزا رفت و از او دعوت كرد كه به رشت عزيمت كرده زمام امور را در دست بگيرد . ميرزا كه خود چنين قصدى داشت دعوت حاكم گيلان را پذيرفت و به اتفاق ياران خود عازم رشت گرديد . مردم رشت مقدم جنگليها را گرامى داشتند و در ميان استقبالى باشكوه آنان را وارد شهر كردند . برحسب توافق قبلى كميتهاى مركب از فرماندهان ارتش شوروى و جنگليها تشكيل شد كه كميتهء انقلاب نام داشت . آنگاه هيئت دولت انقلابى در 19 رمضان 1338 بدينشرح معرفى گرديد : ميرزا كوچك خان سر كميسر « 51 » و كميسر جنگ ، مير شمس الدين وقارى ( وقار السلطنه ) كميسر داخله ، سيد جعفر محسنى كميسر داخله ، محمد على پيربازارى كميسر ماليه ، محمود آقا رضا كميسر قضائى ، آقا نصر اللّه رضا كميسر پست و تلگراف و تلفن ، محمد على خمامى ( معروف به گيلك ) كميسر فوائد عامه ، حاجى محمد جعفر كميسر معارف و اوقاف ، ابو القاسم فخرائى كميسر تجارت . بدينترتيب نخستين جمهورى حكومت شورائى در ايران تشكيل شد . از سوى ديگر همزمان با ورود ارتش سرخ به ايران عدهاى از اعضاء حزب عدالت باكو وارد گيلان شده مشغول فعاليت گرديدند . روزنامهاى نيز به نام « كامونيست » منتشر ساختند كه ارگان حزب عدالت بود و مديريت آن را سيد جعفر پيشهورى بر عهده داشت بدينترتيب تبليغات كمونيستى از سوى طرفداران شوروى شدت پيدا كرد و روسها بدون توجه به موافقتنامهء تنظيمى و تعهداتى كه به عهده گرفته بودند در پى اجراى مقاصد و هدفهاى خود برآمدند . اين وضع با روحيهء وطنخواهى و عقايد مذهبى ميرزا سازگار نبود و او به زودى متوجه شد كه جانبازيها و فداكاريهاى او و يارانش از يك سو به نفع روسهاى سرخ و طرفداران كمونيست آنها در ايران و از سوى ديگر به ضرر مملكت تمام مىشود ؛ ناچار روز 18 تيرماه 1299 به حالت قهر شهر رشت را ترك كرده به جنگل فومن رفت و اعلام نمود تا بىنظميها خاتمه نيابد و سران حزب عدالت تبليغات كمونيستى را متوقف نسازند بازنخواهد گشت . همانطوركه ميرزا احساس كرده بود نقشههائى در كار بود كه توسط عمال روس در 9 مرداد اجرا گرديد و كودتاى سرخ انجام گرفت . ابتدا طرفداران و دوستداران ميرزا را دستگير و بازداشت كردند ، سپس براى توقيف يا كشتن خود او با تجهيزات كامل به مقرّ وى در جنگل حمله كردند . كودتاى سرخ توسط بولومكين نمايندهء چكا ( كا . گ . ب . ) در گيلان رهبرى مىشد . به دنبال كودتاى سرخ ، كابينهء شورائى انقلاب تغيير يافت ؛ احسان اللّه خان را به عنوان سر كميسر جانشين ميرزا كوچك خان نمودند و افرادى نظير خالو قربان و سيد جعفر پيشهورى را وارد كابينه ساختند . رهبر جنگل نامهء اعتراضآميزى به لنين نوشت و به دخالتهاى شوروى در امور ايران و تبليغات كمونيستى و عدم اجراى مفاد قرارداد اعتراض كرد . نامه ميرزا و اقدامات نمايندگان او در روسيه نتيجهاى به بار نياورد ؛ فقط قرار شد نمايندهاى از شوروى به گيلان اعزام شود و مسائل مورد اختلاف را مورد رسيدگى قرار دهد . ميرزا نامهء ديگرى در پاسخ به كاغذ « مديوانى » نمايندهء بازرگانى شوروى در گيلان نوشت و پرده از روى تمام نقشهها و مقاصد پنهانى آنان برداشت . مديوانى عنوان نمايندگى بازرگانى داشت ، امّا در واقع نمايندهء حزب كمونيست شوروى بود و كمونيستهاى گيلان در بسيارى موارد دستورهاى او را اجرا مىكردند . نامههاى ميرزا ، مقامات شوروى و طرفداران آنها را نگران و ناراحت ساخت و درصدد خاموش كردن صداى رهبر انقلابى جنگل برآمدند ، بدين جهت يك ستون سرباز روسى با تجهيزات كامل همراه تعدادى از
--> ( 51 ) . پس از آنكه انقلاب در روسيه به ثمر رسيد و لنين دولت انقلابى را تشكيل داد تصميم گرفت مسئولين وزارتخانهها را به نام وزير معرفى نكند تا در اين زمينه از تزارها تقليد نكرده باشد بدينجهت به جاى عنوان وزير لغت كميسر انتخاب گرديد .